حسن حسن زاده آملى
235
هزار و يك كلمه (فارسى)
بلاد را گشته تا احاديث را از علماى بلاد جمعآورى كرده به طورى كه اگر اين حركت و مسافرت نبود تكميل نمىشديم ، علم و احكام ياد نمىگرفتيم . امّا خداوند عالم كه تمام صفات كمالات براى او حاصل است نمىتوان گفت سفر كند تا پنج فايده را بيابد . غير از حركت مكانى ، زمين و ساير اجسام حركت وضعى دارند ؛ يعنى در محل خود حركت مىكنند ، و حركت كمّى در نباتات و حيوانات موجود است كه خداوند مقرّر فرموده يك تخم كوچك مانند تخم توت زير خاك پرورش پيدا كند و بزرگ شود و درختى تنومند گردد كه اصلا مناسبت با تخم ندارد ، حقيقة چقدر عجيب است كه از يك تخم به قدر خشخاشى يك درخت پيدا شود كه به بغل نيايد . اين حركت كمّى است براى اينكه مردم از ميوهء اين درخت بخورند و از برگش كرم ابريشم پرورش دهند و جامههاى قيمتى و ظريف درست كنند ، و چوبش را ببرند نجّارها از آن درها درست كنند كه مردم از سرماى زمستان ايمن باشند و هكذا چيزهاى ديگر و درختهاى ديگر ، كه تماما از فوائد حركت است كه خداوند چنين خاصيتى در تخم قرار داده است . زنبور عسل روى درختها و شكوفهها مىنشيند و شيرهء آنها را مىمكد و وارد كندو مىشود عسل از دهانش خارج مىشود . غورهء خرما يا انگور ترش يا گس است اندكى بالاى درخت مىماند شيرين مىشود به طورى كه نه آب كه خورده شيرين است ، نه خاك ، نه چوب درخت مو ، نه آفتاب . همين آب و خاك را خربزه ابو جهل مىخورد تلخ مىشود و خربزه گرگاب شيرين . اين حركت كيفى در مزه از كجا آمده ؟ اين تغيير هم يك نوع حركت است . يا حركت لون و بوى گل محمدى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . پهن پاى گل مىريزى نه بوى خوبى دارد نه رنگ نيكويى ، يك مرتبه گل محمدى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيرون مىآيد با رنگ و لطافتى كه در هيچ كارخانه به آن گونه پارچه نمىتوانند بافت ، و بويى كه تعريف آنجا ندارد . اين رنگ و بوى نه در خاك بود و نه در پهن و نه در آب ؛ و همچنين گل ياس با آن بوى ، و گل نرگس با آن تركيب مانند انسانى كه چشم گشوده يك كاسهء زرّين در وسط ، شش بشقاب سفيد